از نوجوانی، علاقه زیادی به خواندن زندگینامه و شرح حال دانشمندان و افراد تأثیرگذار داشتم. یک از مهمترین بخشهای این زندگینامهها، شیوه مدیریت زمان و کار کردن بود. خوابیدن، بیدار شدن، تنظیم وقت. در ذهنم حک شده بود که برای موفقیت باید سخت کار کنم و برنامه دقیقی داشته باشم. روشهای زیادی را آزمایش کردم و خیلی هم در این زمینه شکست خوردم. هر چه پیش میرود به نکتههای بهتری در برنامهریزی میرسم. دوست داشتم بخشی از
ادامه مطلبپست وبلاگ
برایم یک آرزوست که بتوانم بیرون از هر مکانی و فارغ از هر زمانی وجود داشته باشم؛ یعنی حضور داشته باشم، نمیدانم کدامشان درست است، حضور یا وجود؟ دوست دارم بتوانم فضای بین زمین و گستره فضا را درنوردم و از کهکشان بیرون بروم. بروم و بروم تا ببینم تا کجا میشود پیش رفت؟
تصور میکنم حتی اگر از زمین بروم بیرون، نمیشود یک خط مستقیم را بگیرم و پیش بروم. احساس میکنم که بسط مییابم. یعنی تصورم
ادامه مطلبهمه ما در زندگی با کسانی مواجه شدهایم که به یک دلیل، نقطه عطف زندگی ما شدهاند، یا باعث شدند رشد کنیم، یا باعث شدند که در راه ما مانع ایجاد شود یا حرکت در مسیر برایمان سخت شود. قدردانی کردن از کسانی که باعث رشدمان شدند، یکی از واجبترین کارهایی است که باید در زندگی انجام دهیم. یک از کارهایی که میتوانم برای قدردانی از افراد مهم زندگیام انجام دهم، نوشتن است.
این بار میخواهم از دبیر
ادامه مطلبخواهرم فلسفه میخواند. تازگی به فکر افتاده که برای خودش کار کند، اما نمیداند چه کار. وقتی میگویم که “در رشته خودت کار کن تا در چند سال آینده حرفی برای گفتن داشته باشی”، میپرسد “مثلا چه کار کنم؟” تنها چیزی که به ذهنم میرسد، بگویم این است: “نوشتن، تولید محتوا و از این دست کارها”. در کل سردرگم است.
ولی برای خودم این سوال پیش آمده که در کشورهای دیگر دانشجوهای فلسفه را با چه هدفی تربیت
ادامه مطلبادامه مطلبدر لحظاتی که متوجه میشویم معشوق درکمان میکند، خیلی بیشتر از حدی که دیگران تا کنون درک کردهاند، و شاید حتی بهتر از وقتی که خودمان ابعاد آشفته، خجالتآور و ننگین خود را درک میکنیم، عشق به اوج خود میرسد. همان وقتی که شخص دیگری میفهمد ما کیستیم و هم با همدردی میکند و هم ما را میبخشد؛ چرا که آنچه دیگران درک میکنند، پایهگذار توانایی ما برای اطمینان کردن و بخشش است. عشق پاداش
این چند روز به تولدم زیاد فکر کردهام، به این که بیست و نه ساله میشوم و به این که فقط یک سال با سی سالگی فاصله دارم. دغدغهها و نگرانیهای بسیاری ذهنم را درگیر کرده است. اما گذشته از اینها رسیدن به این سن، ویژگیهای جالب خودش را هم دارد.
خیلی از مسائل پیش پا افتاده برایم اهمیت سابق را ندارد. در برخی موضوعات دیگر در بند رقابت نیستم. به هیچ وجه مثل اوایل جوانی در پی
ادامه مطلب




