آنچه می تواند از سرسخت ترین دیوارهای تیره روزی و عقب ماندگی روزنه ای به رهایی بگشاید “آگاهی” است. انسان روزی به تعالی دست خواهد یافت که اندیشه اش کامل شود و روزی اندیشه اش کامل خواهد شد که آزاد باشد بیندیشد. من “توسعه” را با “اندیشیدن” برابر می دانم. روزی توسعه می یابیم که جامعه ما بیاموزد که درست فکر کند، بیاموزد که فکر کند.

بنا دارم که این جا دریافت ها، تجربه ها، خوانده ها و آموخته هایم را بنویسم. برای آن که بیش تر بیاموزم. برای این که هر روز از زندگی چیزی بگیریم باید ظرفی را که دیروز پر کرده بودیم خالی کنیم.

وبلاگ

تازه ترین نوشته ها

جنگ مغلوبه

من جنگ بر سر تو را از پیش باخته‌ام چرا که در کشاکش درونم بر سر تو مغلوب شدم … چگونه می‌توان جنگید؟ وقتی باور نمی‌کنی که این سرزمین از آن توست … می‌خواهمت اما ادامه مطلب…

خرمگس

خرمگس دست‌ها را با حرکتی ناگهانی و پرشور از هم گشود و گفت: آیا هرگز از خاطرتان نگذشته است که شاید آن لوده تیره‌بخت نیز روحی داشته باشد – روحی زنده، در تلاش انسانی -، ادامه مطلب…

پس از این که بمیرم

روزی که آماده کوچیدن از این جهان شوم،چمدانی از داستان‌های ناگفته‌ام به باد خواهم سپرد،و به او وصیت می‌کنم،برای همه بوته‌های خشک و خارهای جهان، حکایت کند،که همچون آنان،چه آتش‌ها که در دل نهفتم،و هماره ادامه مطلب…

روستاهای زشت شهرزده

همه، اصطلاح “غرب‌زدگی” را شنیده‌ایم. غرب‌زدگی، تا جایی که من می‌دانم یعنی پیروی کور و ناآگانه از فرهنگ کشورهای غربی جهان؛ عادات و رفتار و کرداری که با فرهنگ و زندگی ما هم‌خوانی ندارد. از ادامه مطلب…