دیروز وقتی به خانه بر میگشتم، کنار پیادهرو یک پیرمرد را دیدم که کمک میخواست [اول نوشتم “یک پیرمد گدا”، اما در به کار
ادامه مطلبدسته: اقتصاد
خواهرم فلسفه میخواند. تازگی به فکر افتاده که برای خودش کار کند، اما نمیداند چه کار. وقتی میگویم که “در رشته خودت کار کن
ادامه مطلبهمه ما افراد زیادی را دیدهایم که از راه دستفروشی پول اندکی درمیآورند و هر روز از صبح تا شب، دنبال سهم کوچکی
ادامه مطلباولین بار واژه “شیرواری” را از مادرم شنیدم. از رسم و رسومات روستای خودشان میگفت. بعدها واژه “واره” را در عنوان کتابی از
ادامه مطلبدر پایان تابستانی که گذشت، من از پایان نامه کارشناسی ارشدم دفاع کردم. تصمیم گرفتم درس خواندن را در همین نقطه متوقف کنم و
ادامه مطلب