دیروز وقتی به خانه بر میگشتم، کنار پیادهرو یک پیرمرد را دیدم که کمک میخواست [اول نوشتم “یک پیرمد گدا”، اما در به کار
ادامه مطلبنوشتههای وجیهه مهرابی
دیروز وقتی به خانه بر میگشتم، کنار پیادهرو یک پیرمرد را دیدم که کمک میخواست [اول نوشتم “یک پیرمد گدا”، اما در به کار
ادامه مطلب