مدتهاست که نتوانستهام اینجا مطلبی بنویسم، نه این که نخواسته باشم، انگار حفره بزرگی در ذهنم ایجاد شده که همه حرفهایم را میبلعد.
مدتی است
ادامه مطلبنوشتههای وجیهه مهرابی
مدتهاست که نتوانستهام اینجا مطلبی بنویسم، نه این که نخواسته باشم، انگار حفره بزرگی در ذهنم ایجاد شده که همه حرفهایم را میبلعد.
مدتی است
ادامه مطلبمن فقط یک راه برای گذر از رنج و اندوه میشناسم؛ هر وقت از دردی رنج میبرید و اندوه و یأس به سراغ شما میآید،
ادامه مطلببرایم یک آرزوست که بتوانم بیرون از هر مکانی و فارغ از هر زمانی وجود داشته باشم؛ یعنی حضور داشته باشم، نمیدانم کدامشان درست است،
ادامه مطلبهمه ما در زندگی با کسانی مواجه شدهایم که به یک دلیل، نقطه عطف زندگی ما شدهاند، یا باعث شدند رشد کنیم، یا باعث شدند
ادامه مطلباین چند روز به تولدم زیاد فکر کردهام، به این که بیست و نه ساله میشوم و به این که فقط یک سال با سی
ادامه مطلبپدر بزرگم پارسال رفت. کجا؟ به قول گفتنی به رحمت خدا.
دیرزمانی است که میخواهم درباره او بنویسم. هزار خاطره و حرف هست که دربارهاش
ادامه مطلب