پیشاپیش بگویم که این نوشته را بدون اینکه چندان به نوشتن آن فکر کرده باشم مینویسم. بیمقدمه تصمیم گرفتم بنویسم و ناخودآگاه به این سمت
ادامه مطلبنویسنده: وجیهه مهرابی
مدتهاست که نتوانستهام اینجا مطلبی بنویسم، نه این که نخواسته باشم، انگار حفره بزرگی در ذهنم ایجاد شده که همه حرفهایم را میبلعد.
مدتی است
ادامه مطلبتا به حال شده که شعری بخوانی و آن قدر در مغز استخوانت، یا اعماق قلبت نفوذ کند که احساس کنی این شعر، از قلب
ادامه مطلبپیشنوشت: گاهی نوشتن را با “واژههای تصادفی” تمرین میکنم. درباره یک کلمه، هر چیز به ذهنم میآید مینویسم. کلمات را از بازکردن تصادفی یک کتاب،
ادامه مطلبادامه مطلباما میدانید تا آن موقع که یاد بگیرم واقعاً پیانو بنوازم، بازیگر شوم، نقاشی کنم، نمایشنامهای درست و حسابی بنویسم، چند
هیچ کس نمیتواند برای اندازه یک آرزو حدی تعیین کند. هر کس، بسته به ذهنش، بزرگی افکارش و حتی رنجها و محرومیتهایی که در زندگی
ادامه مطلب