چند سال است رفیق پیادهرویهای طولانی هستم. همیشه دوست داشتم هر روز ساعتی فارغ از دغدغههای روزمره راه بروم و بیخیال و سرخوشانه در و
ادامه مطلبنویسنده: وجیهه مهرابی
برایتان پیش آمده که تنها حرف مشترکتان با یک رفیق قدیمی خاطرات گذشته باشد؟
او از آنچه امروز هستید خبر ندارد،
ادامه مطلبآدمیزاد، گاهی امیدهایی دارد که میداند بیهوده است اما باز آنها را رها نمیکند؛ نه به این خاطر که سادهلوح و احمق است، نه به
ادامه مطلبوقتی از تجربههامان حرف میزنیم، کسی که تجربهای مشابه دارد میتواند درک کند یا حدس بزند که چه میگوییم. اما اگر تجربه مشابه نداشته باشد،
ادامه مطلبمدتی است که هر روز عصر یک ساعت در کوچهخیابانهای اطراف پیادهروی میکنم. چند شب پیش در حین قدم زدن در خیابان عباسآباد داشتم به
ادامه مطلبدیشب داشتم دنبال معنی یک واژه میگشتم که با این عبارات قشنگ و البته پیچیده آشنا شدم. اگر معنیاش را نمیخواندم هرگز نمیفهمیدم که چه
ادامه مطلب