روزی که آماده کوچیدن از این جهان شوم،ادامه مطلب
چمدانی از داستانهای ناگفتهام به باد خواهم سپرد،
و به او وصیت میکنم،
برای همه بوتههای خشک و خارهای
نویسنده: وجیهه مهرابی
اولین بار واژه “شیرواری” را از مادرم شنیدم. از رسم و رسومات روستای خودشان میگفت. بعدها واژه “واره” را در عنوان کتابی از دکتر
ادامه مطلبهمه، اصطلاح “غربزدگی” را شنیدهایم. غربزدگی، تا جایی که من میدانم یعنی پیروی کور و ناآگانه از فرهنگ کشورهای غربی جهان؛ عادات و رفتار
ادامه مطلبادامه مطلبچاقو را در تنه او فرو بردم. زخمی عمیق و دردناک بود. انگار داشتم رگ دست خودم را میبریدم. چاقو
در پایان تابستانی که گذشت، من از پایان نامه کارشناسی ارشدم دفاع کردم. تصمیم گرفتم درس خواندن را در همین نقطه متوقف کنم و هر
ادامه مطلبدیروز در رابطه با دو کتاب خبری خواندم. مجور انتشار این دو کتاب باطل، و مقرر شده بود که از سراسر کشور جمع شوند.
من
ادامه مطلب