جنگ مغلوبه

من جنگ بر سر تو را از پیش باخته‌ام چرا که در کشاکش درونم بر سر تو مغلوب شدم … چگونه می‌توان جنگید؟ وقتی باور نمی‌کنی که این سرزمین از آن توست … می‌خواهمت اما خود را سزاوارِ داشتنت نمی‌بینم

خرمگس

خرمگس دست‌ها را با حرکتی ناگهانی و پرشور از هم گشود و گفت: آیا هرگز از خاطرتان نگذشته است که شاید آن لوده تیره‌بخت نیز روحی داشته باشد – روحی زنده، در تلاش انسانی -، که در جثه بدمنظری به نام جسم مقید شده است و ناگزیر به بندگی آن ادامه مطلب…

پس از این که بمیرم

روزی که آماده کوچیدن از این جهان شوم،چمدانی از داستان‌های ناگفته‌ام به باد خواهم سپرد،و به او وصیت می‌کنم،برای همه بوته‌های خشک و خارهای جهان، حکایت کند،که همچون آنان،چه آتش‌ها که در دل نهفتم،و هماره منتظر بهانه‌ای، جرقه‌ای، شعله‌ای بودم که سراپا آتش شوم…اما نه،هوای سوختن به سر صحراها خواهد ادامه مطلب…

درخت تلخ | دل کندن و دل بستن

چاقو را در تنه او فرو بردم. زخمی عمیق و دردناک بود. انگار داشتم رگ دست خودم را می‌بریدم. چاقو را به دست خود فرو می‌کردم. محتاطانه، نگاهی به پیرامون خود انداختم و آن وقت لب‌های خود را به روی زخم او گذاشتم و شروع کردم به مکیدن. چوب، مزه‌ای ادامه مطلب…

روزنامه نگاران باید بخوانند؛ آبروی از دست رفته کاترینا بلوم

“آبروی از دست رفته کاترینا بلوم” اثر “هانریش بل” داستان زنی است که در دام مطبوعات دروغ پرداز روزگار خود افتاده است. کاترینا زنی است بدون حاشیه و حتی از نظر افراد نزدیک به خود مانند راهبه ای است که چیزی از زن بودن و خوش گذرانی نمی داند. او ادامه مطلب…

جان شیفته

“جان شیفته” حکایت سرنوشت سازترین دهه های تاریخ انسان است که در بستر عواطف و زندگی زنی که هرگز از عاشق بودن و مهر ورزیدن جدا و رها نیست، روایت می شود. “رومن رولان” انگار خود در ذهن “آنت ریوی یر” [بخوانید رودخانه] زندگی کرده است و داستان را از ادامه مطلب…