روزهای ابری بی‌باران؛ روزهایی که نمی‌دانیم چه بگوییم

مدت‌هاست که نتوانسته‌ام این‌جا مطلبی بنویسم، نه این که نخواسته باشم، انگار حفره بزرگی در ذهنم ایجاد شده که همه حرف‌هایم را می‌بلعد.

مدتی است که فضای کارم را تغییر

ادامه مطلب
ادامه مطلب

خرمگس

خرمگس دست‌ها را با حرکتی ناگهانی و پرشور از هم گشود و گفت: آیا هرگز از خاطرتان نگذشته است که شاید آن لوده تیره‌بخت نیز روحی داشته باشد –

ادامه مطلب
ادامه مطلب