پست وبلاگ

مرگ یک قهرمان، پایان یک آرمان

نگرانی از گذشت سریع زمان، برای انسانِ در حالِ گذر از دهه‌های سوم و چهارم زندگی، طبیعی است. با تصور لحظه‌ فرارسیدن مرگ، طعم تلخ حسرت‌های باقیمانده و رویاهای نزیسته

ادامه مطلب
ادامه مطلب

آیا ما “زن‌ها” می‌دانیم که چطور باید “انسان” باشیم؟

پیشاپیش بگویم که این نوشته را بدون این‌که چندان به نوشتن آن فکر کرده باشم می‌نویسم. بی‌مقدمه تصمیم گرفتم بنویسم و ناخودآگاه به این سمت کشیده شدم. همیشه آنچه به

ادامه مطلب
ادامه مطلب

روزهای ابری بی‌باران؛ روزهایی که نمی‌دانیم چه بگوییم

مدت‌هاست که نتوانسته‌ام این‌جا مطلبی بنویسم، نه این که نخواسته باشم، انگار حفره بزرگی در ذهنم ایجاد شده که همه حرف‌هایم را می‌بلعد.

مدتی است که فضای کارم را تغییر

ادامه مطلب
ادامه مطلب