مواد لازم برای موفقیت: خوابیدن به قدر کافی!

از نوجوانی، علاقه زیادی به خواندن زندگی‌­نامه و شرح حال دانشمندان و افراد تأثیرگذار داشتم. یک از مهم‌­ترین بخش‌­های این زندگی‌­نامه­‌ها، شیوه مدیریت زمان و کار کردن بود. خوابیدن، بیدار شدن، تنظیم وقت. در ذهنم حک شده بود که برای موفقیت باید سخت کار کنم و برنامه دقیقی داشته باشم. روش­‌های زیادی را آزمایش کردم و خیلی هم در این زمینه شکست خوردم. هر چه پیش می­‌رود به نکته­‌های بهتری در برنامه­‌ریزی می‌­رسم. دوست داشتم بخشی از این تجربه را با شما هم در میان بگذارم.

اگر شما هم یک دوره از زندگی‌­تان، به دنبال یک برنامه خوب برای استفاده حداکثری از زمان گشته باشید، حتماً برایتان پیش ­آمده که با خودتان فکر کنید برای موفقیت باید سخت تلاش کنید و کم بخوابید.

از وقتی بچه بودم، دوست داشتم که شب­‌ها بیدار بمانم و از سکوت جادویی شب لذت ببرم، به خصوص که آسمان صاف شهر ما شب­‌های زیبای پر ستاره­‌ای داشت. در آن سال‌­ها نمی­‌توانستم شب‌­زنده‌­داری کنم. مادرم اجازه نمی‌­داد بیدار بمانیم. البته گاهی به هزار زحمت، یکی دو ساعت گذشته از نیمه­‌شب را دور از چشم او بیدار می­‌ماندم، اما هرگز موفق نمی‌­شدم شب را به صبح وصل کنم.

شاید شنیده باشید که برخی آدم‌­ها مغزشان در شب بهتر کار می­‌کند. من هم راجع به خودم همین طور فکر می‌­کردم. شب­‌ها، وقتی همه می­‌خوابیدند و من در نور کم شب و سکوت تنها می‌­ماندم، به ویژه اگر موسیقی را هم به این ترکیب اضافه می­‌کردم، تخیلم بال درمی­‌آورد و به روزهای دور در گذشته یا آینده، یا جایی در همین زمان اما فرسنگ­‌ها دورتر، پرواز می­‌کرد. شاید واقعا اندیشه­‌های آدمی در شب عمق بیش‌­تری دارد، هنوز درست نمی‌­دانم.

از وقتی دانشجو شدم و از خانه دورافتادم، شب­‌های زیادی تا خود صبح بیدار ماندم. صبح هم کلاس می‌­رفتم. بعدازظهر به کتابخانه می‌­رفتم و باز در برابر خوابیدن مقاومت می­‌کردم. غروب که می‌­شد شام می­‌خوردم و می­‌خوابیدم تا نیمه شب. و دوباره بیداری را تا شب بعد ادامه می‌­دادم. بعضی روزها نمی­‌توانستم کل روز را بیدار بمانم و صبح یا بعدازظهر می­‌خوابیدم.

با وجود همه رنجی که به خود دادم، در کل اثر این شب­‌بیداری‌­ها آن قدر نبود که بگویم خیلی باعث پیشرفتم شد. بر عکس، شاید اگر معقول‌­تر برنامه‌­ریزی می­‌کردم و متعادل‌­تر ­بودم، دستاورد بیش‌­تری داشتم.

بعد از آن که احساس کردم بیدار ماندن زیاد فایده‌­ای به حالم نداشته است، مگر تجربه شب‌­های ساکت و افکار طولانی و گاهی ایده­‌های خوب. گاهی بین بین شب­­‌بیداری و خوابیدن نمی‌­دانستم که کدام بهتر است. پس تصمیم گرفتم یک بار برای همیشه، این مسئله را برای خودم حل کنم و یک اصل کلی در زندگی­‌ام به وجود بیاورم.

برخلاف آنچه تصور می­‌کنیم، خوابیدن وقت تلف کردن نیست، برعکس به اندازه خوابیدن، و نه زیاد خوابیدن، خریدن وقت است. چون اگر بدن تازه و مغز و چشم­‌ها هوشیار باشد، کارایی و بازدهی بیش‌­تری داریم و کار فکری بیش‌­تری می‌­توانیم انجام بدهیم.

من مدت‌­ها فکر می­‌کردم وقتی کارهای زیادی دارم باید بیدار بمانم و کار کنم. از طرفی نگران سلامتی و آسیب دیدن کارکرد ذهن و حافظه‌­ام بودم.

شب‌­هایی که بیداری می­‌کشیدم، فکر می­‌کردم تا صبح کار زیادی انجام داده­‌ام، اما در حقیقت فقط دوسه ساعت اول کار فکری خوبی داشتم و باقی­‌اش همه هوله رفتن و وقت تلف کردن بود، بازدهی کم، با تمرکز پایین و خستگی بالا. صبح­ که می‌­رسید اگر می­‌خوابیدم، صبح را از دست می‌­دادم و کل روز نابود می‌­شد. اگر بیدار می­‌ماندم بدنم به شدت فرسوده می­‌شد و ساعت‌­های آخر روز با مغزی که فقط اعمال حیاتی از عهده‌­اش برمی­‌آید، بیدار بودم.

خلاصه بگویم، من به تجربه سالیان دریافته‌­ام که بیدارماندن و کارکردن در شب چندان هم به صرفه نیست. اما مگر می­‌شود از خاصیت جادویی شب‌­ها چشم­‌پوشی کرد؟

شاید راه حل من خیلی ساده به نظر برسد اما عمل کردن و پایبند بودن به آن کمی سخت است و به اراده نیاز دارد.

بهترین وقت برای خواب ابتدای شب است و بهترین وقت برای بیدار ماندن در شب نزدیکی صبح. پس بهترین کار این است که دو تا سه ساعت قبل از نیمه‌شب بخوابیم و دو تا سه ساعت پس از نیمه‌­شب بیدار شویم. این بهترین برنامه­‌ای است که می­‌توانیم داشته باشیم.

اما اگر بدنتان به خواب بیش‌­تری نیاز دارد باز بهتر است که بیش‌­تر بخوابید، چون برخلاف تصورتان اگر کم­تر از حد نیاز استراحت کنید هیچ زمانی ذخیره نخواهید کرد و وقت بیداریتان را هم دور ریخته‌­اید!

شاید شما جزو معدود افرادی باشید که بر اساس طبیعت یا شرایط کاری، شب‌­بیدارید، در این صورت هم خیال نکنید که کم خوابیدن برایتان نفعی دارد، به هر حال باید در طول شبانه‌­روز جبران کنید.

یک پیشنهاد دیگر هم برایتان دارم. سرتان را بیهوده شلوغ نکنید! بگردید و حداکثر پنج کار مهم را پیدا کنید که روزانه باید انجام دهید تا به هدفی که می­‌خواهید برسید و آن وقت همه نیروی خود را برای این چند کار صرف کنید و بقیه نگرانی‌­ها را دور بریزید.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.