به رود زمزمه‌گر گوش کن، که می‌خواند، سرود رفتن و رفتن، و برنگشتن‌ها…

اثر مثبت سوراخ شدن جوراب‌ بر اقتصاد و مسائل اجتماعی!

منتشرشده توسط وجیهه مهرابی در تاریخ

حتما به همین چندرغازی که از فروش جوراب ها نصیبش می شود محتاج است . چرا به این نتیجه رسیده که فروختن جوراب بهترین کار در این شرایط است؟

۱آشفتم. وقتی دیدمش که کنارِ درِ مغازه ایستاده بود و جوراب‌های توی دستش را به سمت مردم دراز می کرد، بلکه خریداری پیدا کند. پیدا بود که تازه کار است؛ از آن جا که حتی نمی‌توانست کمی بلندتر حرف بزند و بگوید که جوراب می فروشد.

پیرمردی بود محجوب و محتاط، شاید از آن‌هایی که همه عمرشان کارمند بوده‌اند. ساکت و آرام در دفترشان کار کرده‌اند، با کمترین تماس و ارتباط با آدم ها؛ مثلا در بایگانی یا هر جای دیگری که آدم را در اوج حجب و انزوا نگه دارد.

حتما به همین چندرغازی که از فروش جوراب ها نصیبش می شود محتاج است . چرا به این نتیجه رسیده که فروختن جوراب بهترین کار در این شرایط است؟

شرایطش چه می‌تواند باشد؟

شاید بازنشسته شده و دوسه سالی است که کاری ندارد. به چهره‌اش می آمد که پدربزرگ باشد. جتما عروس و داماد و نوه نتیجه دارد. خانه اش شلوغ‌پلوغ است و هزار خرج جورواجور دارد. با این حجبی که داشت مطمئنم رویش نمی‌شود دستش را جلوی بچه هایش دراز کند. شاید پول نداشته تا کار دیگری راه بیندازد. شاید پیشه‌ای غیر از کارمندی بلد نیست.

عید امسال چه خواهد کرد؟ با این وضعی که او جوراب‌ها را جلوی آدم‌ها می گرفت مطمئنم امروز ده جفت هم نفروخته است. اگر در هر جفت هزار تومان هم سود کند، که احتمالا نمی کند آخر روز ده هزارتومان ته جیبش دارد. اگر کل اسفند را آمده باشد سبزه میدان سر جمع سیصدهزارتومان کاسب شده است. این عیدی نوه هایش هم نمی‌شود چه برسد به آن نهصد و نود و نه خرج دیگر.

۲ نمی‌دانم این روزها بر سر آن‌هایی که مثل این پیرمرد حجب و حیا دارند چه خواهد آمد؟ خوراکشان را، نیازهای دیگرشان را چگونه تأمین خواهند کرد؟ وقتی به آن نگاه ملتمسانه را به یاد می‌آورم گویی ته قلبم گزیده می شود. گرمی و سوزش زهر از ته قلبم به اطراف تراوش می کند و سراسر وجودم را مسموم می کند.

همه ما افراد زیادی را دیده‌ایم که از راه‌ دست‌فروشی پول اندکی در‌می‌آورند و هر روز از صبح تا شب، دنبال سهم کوچکی از نان شبشان می‌دوند.

۳ همه ما افراد زیادی را دیده‌ایم که از راه‌ دست‌فروشی پول اندکی در‌می‌آورند و هر روز از صبح تا شب، دنبال سهم کوچکی از نان شبشان می‌دوند. جوراب می‌فروشند، کنار خیابان بساط روسری و شال گردن و گل سر پل می‌کنند، ترازو می‌گذارند. مدت زیادی است که مرد جوانی که از لهجه وچهره‌اش پیداست که اهل اصفهان نیست کنار ایستگاه دانشگاه یک سفره دومتری پهن می‌کند و روسری می‌فروشد. پیرمرد دیگری را دیده بودم که عسل و روغن حیوانی و سقز می‌فروخت. یک ساک بزرگ داشت. خیابان به خیابان راه می‌رفت و دهان به دهان حرف می‌زد، به امید اینکه نظر یک نفر را جلب کند. یک دختر معلول، همان حوالی، کیف پول و کیف مدارک چرم می‌فروشد. روی ویلچر می‌نشیند و به زحمت می‌تواند حرف بزند. دست‌هایش را نمی‌تواند خوب کنترل کند، اما کیف ها را خودش می‌دوزد؛ می‌گوید که خودم دوخته‌ام. می‌توانم هفتاد من مثنوی مثال بیاورم، اما همین سه‌چهارتا کافی است تا بتوانم بروم سراغ دو کلمه حرف جدی و شاید حساب.

تا وقتی آدم‌ها راه می‌روند و جوراب‌ها سوراخ می‌شوند، بازار جوراب زنده است!

۴ بد بودن حال اقتصاد و معیشت مردم آن‌قدر بدیهی است که لازم نیست توصیفش کنم. اما همین که هنوز نمرده خبر خوبی است! نشانه زنده بودنش همین است که مردم خرید و فروش می‌کنند، به هر سختی که شده باشد. مردم راه‌هایی پیدا می‌کنند که نیازشان را تأمین کنند. راه‌هایی پیدا می‌کنند که نیازهای یکدیگر را برطرف کنند. در هر نقطه‌ای از تاریخ وقتی نیازی باشد یا به وجود بیاید و عده‌ای باشند که این نیاز را پاسخ بدهند داد و ستد رخ می‌دهد . تا وقتی آدم‌ها راه می‌روند و جوراب‌ها سوراخ می‌شوند، بازار جوراب زنده است! اما برای خوب شدن این حال بد چه کار می‌توان کرد؟

چه کسی می‌تواند یک راه حل ارائه کند که پیرمردها، معلولین و افراد دیگری که به هر دلیل نمی‌توانند مدل‌های روز را اجرا کنند، دستفروش‌های موفق‌تری باشند؟

۵ همیشه به این فکر می‌کنم که چه می‌شود کرد که همین دست‌فروشی بهتر شود؟ چه اشکالی دارد که کسی بتواند با سرمایه‌ای خیلی خیلی کوچک را یک کالا بخرد و بفروشد؟ امروز روزگار خلاقیت و نوآوری است. در خرید و فروش هم تنوع کم نیست، از فروش اینترنتی گرفته تا فروشگاه‌های زنجیره‌ای. اما چه کسی می‌تواند یک راه حل ارائه کند که پیرمردها، معلولین و افراد دیگری که به هر دلیل نمی‌توانند مدل‌های روز را اجرا کنند، دستفروش‌های موفق‌تری باشند؟ باکلاس‌تر، پردرآمدتر، آسان‌تر.


0 دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *