واره، نشانه وجود فرهنگ همیاری در پیشینه روستا

اولین بار واژه “شیرواری” را از مادرم شنیدم. از رسم و رسومات روستای خودشان می‌گفت. بعدها واژه “واره” را در عنوان کتابی از دکتر مرتضی فرهادی دیدم.  مرحوم دهخدا در لغتنامه‌اش واره‌دادن را این گونه توصیف کرده: “واره‌دادن . [ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) (… شیر) ادامه مطلب…

روستاهای زشت شهرزده

همه، اصطلاح “غرب‌زدگی” را شنیده‌ایم. غرب‌زدگی، تا جایی که من می‌دانم یعنی پیروی کور و ناآگانه از فرهنگ کشورهای غربی جهان؛ عادات و رفتار و کرداری که با فرهنگ و زندگی ما هم‌خوانی ندارد. از “شهرزدگی” چه تصوری دارید؟ اگر به همین تعریف بالا از غرب‌زدگی رجوع کنیم، می‌توانیم بگوییم ادامه مطلب…

این کتاب ها را نخوانید | محافظت از افکار مردمان

دیروز در رابطه با دو کتاب خبری خواندم. مجور انتشار این دو کتاب باطل، و مقرر شده بود که از سراسر کشور جمع شوند. من این کتاب ها را نخوانده ام. گرچه بارها در کتابفروشی دیده بودمشان، چندان عجله و اشتیاقی هم برای خواندنشان نداشتم. دیروز در آستانه سفری کوتاه ادامه مطلب…

تناقضی به نام رانش اجتماعی

پدرم چند سال پیش، بعد از بیست و پنج سال، بازنشسته شد. تصمیم گرفت بیرون از شهر زمینی بخرد و در آن یک صنعت کشاورزی راه بیاندازد؛ صنعت که می گویم منظورم یک کارخانه بزرگ نیست، کارگاهی از جنس صنایع کوچک. وقتی بعد از یک سال دوندگی توانست مجوزها و ادامه مطلب…