جنگ مغلوبه

من جنگ بر سر تو را از پیش باخته‌ام چرا که در کشاکش درونم بر سر تو مغلوب شدم … چگونه می‌توان جنگید؟ وقتی باور نمی‌کنی که این سرزمین از آن توست … می‌خواهمت اما خود را سزاوارِ داشتنت نمی‌بینم

پس از این که بمیرم

روزی که آماده کوچیدن از این جهان شوم،چمدانی از داستان‌های ناگفته‌ام به باد خواهم سپرد،و به او وصیت می‌کنم،برای همه بوته‌های خشک و خارهای جهان، حکایت کند،که همچون آنان،چه آتش‌ها که در دل نهفتم،و هماره منتظر بهانه‌ای، جرقه‌ای، شعله‌ای بودم که سراپا آتش شوم…اما نه،هوای سوختن به سر صحراها خواهد ادامه مطلب…

درخت تلخ | دل کندن و دل بستن

چاقو را در تنه او فرو بردم. زخمی عمیق و دردناک بود. انگار داشتم رگ دست خودم را می‌بریدم. چاقو را به دست خود فرو می‌کردم. محتاطانه، نگاهی به پیرامون خود انداختم و آن وقت لب‌های خود را به روی زخم او گذاشتم و شروع کردم به مکیدن. چوب، مزه‌ای ادامه مطلب…

چگونه مطالعه در زمینه های متفاوت را در برنامه روزانه خود بگنجانیم؟

اگر ما هر روز کتاب می خوانیم حتما عادت هایی در این زمینه داریم که مختص خودمان هستند. شاید ترجیح بدهیم یک کتاب را آغاز کنیم و هر روز آن را بخوانیم تا تمام شود و بعد از آن سراغ کتابی دیگر برویم. اما ممکن است شما هم مثل من ادامه مطلب…

هم اتاقی، دورترین فرد نزدیک

اول از همه بگویم که عنوانی را که برای این نوشته انتخاب کرده ام، نمی پسندم. خودم هم نمی دانم موجودی به نام “هم اتاقی” را چطور باید توصیف کرد؟ هم اتاقی فردی است که مدت زیادی [از چندماه تا چند سال] با او در یک اتاق کوچک زندگی می ادامه مطلب…

دوست داشتن

می توان گفت محال است که کسی “دوست داشتن” را تجربه نکرده باشد. حتی می توانم بگویم “دوست داشته شدن” هم تجربه ای است که همه انسان ها آن را چشیده اند. هر کس به شیوه متفاوتی دوست می دارد. حتی آدم ها به دلایل متفاوتی دوست می دارند. کسی ادامه مطلب…