به رود زمزمه‌گر گوش کن، که می‌خواند، سرود رفتن و رفتن، و برنگشتن‌ها…

my grandfather

رفته‌رفته عمر من آمد به شصت…

پدر بزرگم پارسال رفت. کجا؟ به قول گفتنی به رحمت خدا. دیرزمانی است که می‌­خواهم درباره او بنویسم. هزار خاطره و حرف هست که درباره‌­اش بگویم، اما هربار که دست به نوشتن می­‌برم ذهنم از هر کلمه و جمله‌­ای خالی می‌­شود. گرچه پدربزرگم چشم‌­های آبی داشت، به هیچ کدام از ادامه مطلب…