روزهای ابری بی‌باران؛ روزهایی که نمی‌دانیم چه بگوییم

مدت‌هاست که نتوانسته‌ام این‌جا مطلبی بنویسم، نه این که نخواسته باشم، انگار حفره بزرگی در ذهنم ایجاد شده که همه حرف‌هایم را می‌بلعد.

مدتی است که فضای کارم را تغییر

ادامه مطلب
ادامه مطلب

بوته خار | امید داشتن به کم‌ارزش‌ترین دستاویزها

پیش‌­نوشت: گاهی نوشتن را با “واژه­‌های تصادفی” تمرین می­‌کنم. درباره یک کلمه، هر چیز به ذهنم می­‌آید می­‌نویسم. کلمات را از بازکردن تصادفی یک کتاب، یا وسط حرف­‌های دیگران پیدا

ادامه مطلب
ادامه مطلب

خصم دورنتان: باورهای کانونی منفی

اما می‌دانید تا آن موقع که یاد بگیرم واقعاً پیانو بنوازم، بازیگر شوم، نقاشی کنم، نمایشنامه‌ای درست و حسابی بنویسم، چند ساله خواهم شد؟

بله… به همان سن و

ادامه مطلب
ادامه مطلب

آرزوها، ثروت نامحدود ما هستند

هیچ کس نمی‌­تواند برای اندازه یک آرزو حدی تعیین کند. هر کس، بسته به ذهنش، بزرگی افکارش و حتی رنج­‌ها و محرومیت­‌هایی که در زندگی کشیده، یک آرزو دارد که

ادامه مطلب
ادامه مطلب

چگونه اندوه خویش را به شادی تبدیل کنیم؟

من فقط یک راه برای گذر از رنج و اندوه می‌شناسم؛ هر وقت از دردی رنج می‌برید و اندوه و یأس به سراغ شما می‌آید، سخت‌تر تلاش کنید!

اندوه چیزی

ادامه مطلب
ادامه مطلب